تنها زمين کربلارادوست داري
ازاهل بيت ازدلت پيداست بسيار
که آتش گرفتن درخدارا دوست داري
مولاگرچه اين لياقت راندارم
اما بگو: آياتومارادوست داري
|
مولاشنيدم درمقام آسمانها تنها زمين کربلارادوست داري ازاهل بيت ازدلت پيداست بسيار که آتش گرفتن درخدارا دوست داري مولاگرچه اين لياقت راندارم اما بگو: آياتومارادوست داري
+ نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت
1:6 |
فردا وعده گاه منتظران است
فردا چشمها رو به سوی کعبه گریانند...فردا قلبهای منتظران بی تاب و ارزومند لحظه ظهور توست...کاش بیایی همین ادینه فردا با 313 گلی که بوی نرگس انتظار میدهند...و من ای کاش ببینم قدمهای مبارکت را که به زمین جانی تازه میدهی!!!!!کاش باشم ودر حضور سبزت کوچه های منتظران اب وجارو کنم...ای کاش ان لحظه که می ایی از خواب جهالتم بیدار شوم...نکند بیایی و من نشناسمت + نوشته شده توسط نسیم در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت
16:50 |
<<<بسم رب المهدی...بسم رب الشهدا>>>
مهدی جان: مولای غریبم:ای که هر شب به شوق امدنت چشمهایم را به دنیا میبندم تا فردایی دیگر حضور سبزت جهان را بهاری کند. ای کاش این قلب منجمدم بشکند ... کاش از این خواب دنیایی بیدار شوم... ای کاش ظهر ادینه ام بوی امدنت را به اطلسی های صبر و قرار منتظرانت بدهد.
+ نوشته شده توسط نسیم در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت
2:39 |
کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را تا که شایداین شب جمعه ملاقاتت کنم هر سحر با یاد تو در گریه ام می خوانمت تا به کی از سوز دل ناله رهجرانت کنم بی قرارم مهدیا از بهر دیدار رخت تا به کی از مادرت زهرا تمنایت کنم؟؟؟؟؟
با قلبی پر از سوز و سینه ای مملو از گداز و چشمانی سرازیر از اشک فریاد می نهیم: ای عزیز تر از هر عزیز ای گرامی تر از یوسف یعقوب اگر دلباختگان یوسف با دیدن روی آرای او انگشت بریدند شیفتگان تو بدون دیدن جمال زیبایت از جان و تن گذشتند و در آتش فراق پروانه وار سوختند شاید که بر قلبهای سوخته ی آنان آب وصال ریزی و با صبح ظهورت شام ظلمانی هجران آنان را به روز روشن مبدل سازی یار من از دیده پنهان است و من در انتظارش
+ نوشته شده توسط نسیم در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت
2:2 |
<<<بسم رب المهدی...بسم رب الشهدا>>>
برآ ای مهدی صاحب زمان از مهد سنگینت لب تشنه بسان شوره زاریم بیا عمری است که ما در انتظاریم بیا ای ناب تر از ابر بهاران مولا بی لطف تو غرق در غباریم بیا
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنیدن به رخت نگاه کردن ، سخن خدا شنیدن
تا نبینم رخ زیبای تو را مهدی جان دلم آرام نگیرد به خدا مهدی جان نیمه جانی که به تن مانده نثار تو کنم تا ببینم رخ زیبای تو را مهدی جان
یابن زهرا راه را گم کرده ایم چهره ی دلخواه را گم کرده ایم ما تو را در قعر چاه انداختیم یوسف ما چاه را گم کرده ایم
شیعه یعنی انتظار مردم به هر سو نگرانند هنوز چشم در راه تو صاحب نظرانند هنوز لاله ها شعله کش از سینه داغند به دشت در غمت همدم آتش جگرانند هنوز از سرا پرده ی غیبت خبری باز فرست که خبر یافتگان بی خبرانند هنوز آتشی را بزن آبی به رخ سوختگان که صدف سوز جهان بد گهرانند هنوز پرده بردار که بیگانه نبیند آن روی غافل از آینه این بی بصرانند هنوز
+ نوشته شده توسط نسیم در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت
1:29 |
|
|