قلمم نکنه تو هم ميداني...نکنه جوهرت از شکستن فرق علي خشکيده شد.نکنه ميداني امشب کوفه صداي گريه هاي زينب را به عرش ميرساند.اخر کدام قوم محبوبترين انسان نزد منجي دينشان را فرق سر مي شکنند؟
بهانه ايي ندارند انها که قلبشان يخ زده...ابوبکريان حرمت رسول نگه نداشتند...عمريان فدک را بهانه کشتن ياس کردن...وحالا ديگر با کدام کينه؟با کدام قصاوت؟چه بيشرمانه وصيت رسول را با شمشير دشمني خونين کردن
چه انتظاري از انها ؟همانها که سالها کينه ها را رشد دادند تا ابن ملجمي در نهايت رذالت بسازند.
يا علي امشب چه دلي گريه نخواهد کرد؟کدام قساوت دلي با ياد تو بي تاب نميشود.امشب اسمانيان بر سرو صورت مي کوبند يا علي زمين کم جايي است براي وجود مبارکي چون تو....
وقتي علي ضربت خورد زمين چشمهايش را براي هميشه بر انسانها بست...خاک به هر خلقتي فخر فروخت که چون علي در بر دارد .
اگر خون گريه کنم باز هم چشمهايم ارام نخواهند گرفت ...اه که مي داني عشق به علي داشتن مرده را جان مي دهد.

